+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
اگه از من بپرسین خوشبختی یعنی چی، تو هر موقعیتی ممکنه یه چیزی بگم. شاید وسط امتحانای ترم بگم اینکه تعطیل شیم، وسط تابستون بگم اینکه کولرای جهان همه شون با هم خراب شن و آدمای گرمایی تبعید شن به جنوبگان، روز مادر بگم اینکه بمیرم دیگه تو دنیا نباشم.
ولی در حال حاضر به نظرم خوشبختی یعنی اینکه یکی باشه بتونی براش تا بی نهایت حرف بزنی و گوش کنه.
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب: سوپرنچرال,
نویسنده: پرهام پاکدل
خدمت شما عارضم که، ما از ابتدای مرداد ماه که پس از پانزده سال درس خواندن بی وقفه، بالاخره فارغ التحصیل شدیم و به وادی تعطیلات قدم نهادیم، برنامه داشتیم با رفیق فابمون و رفیق فابش بریم سفر. از این ماجراجویی دو سه روزه ها. هی یه روز من نمیتونستم، یه روز این نمی تونست، یه روز اون ژوژمان داشت، یه روز این عروسی بود، جور نشد. تا اینکه سر انجام هفته پیش به صورت چریکی تصمیم گرفتیم بریم اولسبلنگاه.
اولسبلن
برچسب: اولَسبِلنگاه,
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب: اولَسبِلنگاه,
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب: اولَسبِلنگاه,
نویسنده: پرهام پاکدل
خدمت شما عارضم که، ما از ابتدای مرداد ماه که پس از پانزده سال درس خواندن بی وقفه، بالاخره فارغ التحصیل شدیم و به وادی تعطیلات قدم نهادیم، برنامه داشتیم با رفیق فابمون و رفیق فابش بریم سفر. از این ماجراجویی دو سه روزه ها. هی یه روز من نمیتونستم، یه روز این نمی تونست، یه روز اون ژوژمان داشت، یه روز این عروسی بود، جور نشد. تا اینکه سر انجام هفته پیش به صورت چریکی تصمیم گرفتیم بریم اولسبلنگاه.
اولسبلن
برچسب: اولَسبِلنگاه,
نویسنده: پرهام پاکدل